کاربند
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (ص.) = کاربندنده: ۱- به کار گیرنده، استعمال کننده. ۲- عمل کننده، اجرا کننده. ۳- عامل، کارگزار، مأمور. ۴- فرمانبردار، مطیع. ؛ ~ شدن (کن.) اطاعت کردن، فرمانبرداری کردن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (ص.) = کاربندنده: ۱- به کار گیرنده، استعمال کننده. ۲- عمل کننده، اجرا کننده. ۳- عامل، کارگزار، مأمور. ۴- فرمانبردار، مطیع. ؛ ~ شدن (کن.) اطاعت کردن، فرمانبرداری کردن.