کاربین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.) کاردان، کارشناس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) کاردان، کارشناس.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
کاربین . (نف مرکب ) آنکه کار را بنگرد. کاردان . کارشناس : شکرایزد را که ما را خسرویست کارساز و کاربین و کاردان . فرخی . کاربینان که کار او دیدند از خداترسیش بترسیدند. نظامی .
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی