کارران/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص فا.) ۱- دانای کار، مطلع. ۲- کارگزار، پیشکار. ۳- دلال.واژه قبلی: کاردیوگرافیواژه بعدی: کاررس