کاروانسالار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) رییس کاروان، قافله - سالار.مترادفها و واژههای مرتبطجلودار، ساربان، ساروان، قافلهسالار، کاروانکش، نقیبواژه قبلی: کاروانواژه بعدی: کاروانسرا