واژه جو

کارگران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کارگران . [ گ َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز. ١٣٥٠٠گزی جنوب خاوری خدا آفرین ٢٢٠هزارگزی شوسه ٔ اهر - کلیبر. کوهستانی و گرمسیر مالاریائی است دارای ٩١ تن سکنه است . آب این ده ازچشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی کارگران | واژه جو