کاری شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومکاری شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مؤثر افتادن .واژه قبلی: کاری سرایواژه بعدی: کاریا