واژه جو

کاریزمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاریزمه . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد، در ٣٠هزارگزی شمال باختری فریمان . دامنه و معتدل و سکنه ٔ آن ٣٣٥ تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و پنبه و تریاک و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی کاریزمه | واژه جو