کاریزنو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ )دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در ٢هزارگزی باختر قدمگاه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن ٢٦٧ تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قصبه ٔ مرکز دهستان بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد، در ٥٠هزارگزی شمال باختری تربت جام سر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به تربت جام . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن ٨٠٤ تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و بنشن و پنبه و شغل اهالی زراعت و کسب و مالداری و قالیچه بافی است . راه اتومبیل رو دارد. دارای دبستان است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند، در ٢٢هزارگزی خاور خوسف و ٣هزارگزی باختر گل . کوهستانی و معتدل و سکنه ٔ آن ٩١ تن است، قنات دارد. محصول آن غلات و بادام و زرد آلو و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).