کاریزگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومکاریزگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) مقنی . کاریزکن .مترادفها و واژههای مرتبطچاهکن، کاریزساز، کاریزکن، مقنیواژه قبلی: کاریزکنی کردنواژه بعدی: کاریزگردله