واژه جو

کاریگری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاریگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) صنعت و کارگری . (ناظم الاطباء).

معنی کاریگری | واژه جو