واژه جو

کازرانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کازرانی . [ زِ نی ی ] (ص نسبی ) به کازران . رجوع به کازران شود.

کازرانی . [ زِ ] (اِخ ) عبداللطیف در کازران تولد یافت و مقیم نجف بود. او راست : مقدمه ٔ مرآة الانوارو مشکوة الاسرار. (معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١٥٣٨).

معنی کازرانی | واژه جو