کازر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کازر. [ زَ ] (اِخ ) نام جوئی است به عجم . (منتهی الارب ). ◄ جایگاهی از خاک پارس . موضعی به ناحیه ٔ ساپور از پارس . (منتهی الارب ).
کازر. [ زُ ] (ص، اِ) گازر. (ناظم الاطباء). رجوع به «گازر» شود.
کازر. [ زِ ] (اِخ ) حاکم نشین «گارون علیا» بخش تولوز در ساحل «گارون ». سکنه ٢٥٧٠ تن . راه آهن دارد. محل صید ماهی است .