واژه جو

کازق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کازق . [ زَ ] (اِخ ) کازه . قریه ای است در مرو. (انساب سمعانی ورق ٤٧١ الف ).

معنی کازق | واژه جو