واژه جو

کازوبون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کازوبون . [ زُ ب ُ ] (اِخ ) حاکم نشین ناحیه ٔ «ژر» بخش «کوندون » در ساحل «دوز»، سکنه ١٧٦٠ تن (تجمع ٤٤٠ تن ).

کازوبون . [ زُ ب ُ ] (اِخ ) اسحاق . یونانی دان و متکلم پیرو مذهب کالون از اهل فرانسه متولد در «ژنو». (١٥٥١ - ١٦١٤).

معنی کازوبون | واژه جو