کازیره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کازیره . [ رَ / رِ ] (اِ) دیگ کوچک . (ناظم الاطباء).
کازیره . [ رَ / رِ ] (اِ) جرجوم . کافشه . کاجیره . کاژیره : جسد، گل کازیره و مانند آن . جریان، آنچه فشارده شود از گل کازیره . شوران، گل کازیره . (منتهی الارب ).