کاسب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س) [ ع. ] (اِفا.) بازاری، سوداگر. ج. کسبه.مترادفها و واژههای مرتبطبازاری، بازرگان، پیشهور، سوداگر، کاسبکار، محترف، معاملهگرحسابگرواژه قبلی: کاس کردنواژه بعدی: کاسبرگ