کاسه بند کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه بند کردن . [ س َ / س ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خوش آمد نمودن و طمع داشتن . (غیاث ). تملق و چاپلوسی کردن . (آنندراج ) : میکنداز بهر لبش نوشخند پیش لبش دختر رز کاسه بند. اشرف (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه بند کردن . [ س َ / س ِ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خوش آمد نمودن و طمع داشتن . (غیاث ). تملق و چاپلوسی کردن . (آنندراج ) : میکنداز بهر لبش نوشخند پیش لبش دختر رز کاسه بند. اشرف (آنندراج ).