کاسه کجا نهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسه کجا نهم .[ س َ / س ِ ک ُ ن ِ / ن َ هََ ] (جمله ٔ فعلیه ٔ سوءالی، اِ مرکب ) بوالفضولانه با نادانی تملق را در کاری دخالت کردن . (امثال و حکم ). کاهلی که به طمع سود خود را کاری نماید. طفیلی که در مآتم و مآدب درآید و بی خواهش خداوند خانه کارهای چپ و بی اندام آن را نیز با قصد نمودن و چشم دیدی و پیاپی پرسیدن کند : بوالفضولان برای تمکین را همه کاسه کجا نهم دین را. سنائی . نهاده گوش به آواز تعزیت شب و روز که تا که میرد یا از کجا برآید وای پس آن مصیبت و ماتم بخویشتن گیرد میان ببندد و گردان شود بگرد سرای گهی معرف سازد ز نا کسی خود را گهی کجا نهم این کاسه گاه نوحه سرای . سوزنی .