کاسکانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاسکانی . (ص نسبی ) منسوب است به کاسکان . (انساب سمعانی ورق ٤٧١ ب ). رجوع به کاسکان شود.
کاسکانی . (اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن محمدبن عبداﷲبن جرد الصوفی . وی از ابی محمدالحسین بن علی بن احمدبن بشار نیشابوری صاحب مادرانی روایت دارد و از او ابوالقاسم هبةاﷲبن عبدالوارث الشیرازی حدیث شینده و یک حدیث از او در مشیخه ٔ خود آورده و گوید که آن را در کاسکان شنیده است . (انساب سمعانی ورق ٤٧١ ب ).
کاسکانی .(اِخ ) عبدالواحدبن علی بن محمود، مکنی به ابوالحسین .او عالم و کامل و فاضل و مفتی بود. درس علم بر قاضی ابوالقاسم خوانده بود که وی معروف است به ابن کج و از علماء مشهور بود و کتاب بلغةالمتعبدین تصنیف فقیه ابوالحسین است . رجوع به فردوس المرشدیه ص ٣٨٧ شود.