کاشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاشان . (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر، واقع در ٨٥٠٠ گزی باختری اهر ویک هزارگزی ارابه رو تبریز به اهر. کوهستانی و معتدل و دارای ٢١٢ تن سکنه است . آب از رودخانه ٔ آرغان چشمه دارد. محصول آن غلات و حبوبات و سر درختی و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی اهالی گلیم بافی است . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
کاشان . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان احمدی بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس، واقع در ١٢٥هزارگزی خاور حاجی آباد و ٣٥هزارگزی باختر راه مالرو گلاشکرد به شمیل . کوهستانی و گرمسیر و دارای ٣٨ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
کاشان . (اِ) کاشانه . خانه : بسته پیشت کمر دوپیکروار بت مشکوی و لعبت کاشان . مسعودسعد. ◄ منزل زمستانی . (ناظم الاطباء).