کاشته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تِ) (ص مف.) زراعت شده، نشانده.مترادفها و واژههای مرتبطکشت، کشته، مزروعغرس، نشاندهواژه قبلی: کاشتنواژه بعدی: کاشف