کاشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ یا ش) (اِ.) یخ نازکی که روی آب میبندد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ یا ش) (اِ.) یخ نازکی که روی آب میبندد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاشه . [ ش ِ ] (فرانسوی، اِ) مثل کبسول . رجوع به کبسول شود. ظرف خرد برای بلعیدن دواهای بدمزه . بسته ٔ مخصوصی که دوادر آن ریزند و کوچک سازند تا بتوان بحلق فرو برد. - کاشه های دارویی : کاشه های داروئی از دو ورقه ٔ نازکی که با خمیر نشاسته ٔ خالص فطیر تهیه شده تشکیل یافته است و شکل آنها گرد و گوداست و دارای لبه ای پهن میباشد در یکی از آنها گردهای داروئی را میریزند و لبه ٔ دیگر را قدری مرطوب کرده بر روی اولی میگذارند و به کمک اسباب مخصوصی به نام کاشتور آن را فشار میدهند تا محکم شود همچنین کاشه های دیگری در داروخانه ها وجود دارد که یکی در دیگری جای میگیرد و داروها را در کاشه ٔ کوچکتر میریزند و کاشه ٔ بزرگتر را بر روی آن قرار داده فشار مختصری میدهند تا کاشه ٔ کوچکتر را در خود جای دهد . (کارآموزی داروسازی صص ١١٥ - ١١٦).
کاشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) کاژ. (جهانگیری ). بمعنی کازه است و آن خانه ای باشد علفی که بر کنار کشت و زراعت سازند. (برهان ). رجوع به کازه شود. کومه . رجوع به کومه شود. جمس . رجوع به جمس شود. ◄ یخ تنک و نازک را گویند و آن آبی است که در زمستان می بندد و منجمد میشود. (برهان ). یخ تنک را گویند زیرا که به شیشه ٔ شفاف شباهت دارد، کاش بمعنی شیشه است . (انجمن آرا) (آنندراج ) : گرفت آب کاشه ز سرمای سخت چو زرین ورق گشت برگ درخت . رودکی (جهانگیری ) (آنندراج ).