کاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاع . (ع ص ) مردی بددل : رجل کاع . (مهذب الاسماء). بددل و سست . (منتهی الارب ). مرد بددل شونده . ج، اکعاء. (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) استخوان بند دست به طرف انگشت ابهام که آن را زند اعلی گویند. (آنندراج ).
کاع . (ص ) متهم باشد. (لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ص ٢٢٨ از حاشیه ٔ نسخه ٔ نخجوانی ).