کاغد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغد. [ غ َ ] (اِ) قرطاس و کاغذ. (ناظم الاطباء). ورق ساخته از خمیره ٔ پنبه و غیر آن که برای نوشتن بر آن استعمال میشود. (فرهنگ نظام ) : آن زاغ نگر که بر هوا می کاغد یک نیمه اش از مداد و نیمی کاغد مسعود سعد. رجوع به کاغذ شود.
کاغد. [ غ َ ] (فعل ) فعل مضارع از مصدر کاغیدن است . (فرهنگ نظام ). رجوع به کاغیدن شود.