واژه جو

کافتر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کافتر. [ ت َ ] (اِخ )دهی است از دهستان خنگشت بخش مرکزی آباده واقع در ٥٧ هزارگزی جنوب خاور اقلید و جنوب دریاچه ٔ کافتر دامنه ای، سردسیری و مالاریائی است . آبش از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات، تریاک و شغل مردم آن زراعت و قالی باقی است و راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧) (فرهنگ آبادیهای ایران ). شش فرسخی مشرق آسپاس است . (فارسنامه ٔ ناصری ج ٢ ص ٢٢٠).

معنی کافتر | واژه جو