کافور خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ دَ) [ سنس - فا. ] (مص ل.) کنایه از: زایل شدن نیروی جنسی.واژه قبلی: کافورواژه بعدی: کافورپوش