واژه جو

کام برخیزیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کام برخیزیدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) کام برآمدن . مراد و آرزو حاصل شدن : مرا زین کار کامی برنخیزد پری پیوسته از مردم گریزد. نظامی .

معنی کام برخیزیدن | واژه جو