کام ناکام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کام ناکام . (ق مرکب ) این لفظ در مقام لفظی گفته میشود که آن را به عربی البته میگویند. (برهان ). حکم قطعی و بتی که به عربی البته گویند. (از آنندراج ). البته و حکماً بطور لزوم .(ناظم الاطباء). قطعاً. یقیناً. بالبت والیقین . ◄ خواه ناخواه . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). چارناچار. (غیاث ) (آنندراج ). طوعا و کرها : جهان کام ناکام خواهی سپرد بخودکامگی پی چه باید فشرد. نظامی . ز قدر همت عالیت کیوان کف پای تو بوسد کام ناکام . سوزنی . اگر خواست ورنه جنیبت جهاند سوی حربگه کام ناکام راند. نظامی . شد سال گذشته و آن دد و دام آسوده شدند کام ناکام . نظامی . و نیز رجوع به کام و ناکام شود.