کانب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کانب . [ ن ِ ] (ع ص ) مرد سیرشکم . (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب ). ◄ آنکه پس از فقر بی نیاز باشد. (اقرب الموارد). ◄ غلیظ و ستبر. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کانب . [ ن ِ ] (ع ص ) مرد سیرشکم . (اقرب الموارد) (متن اللغة) (منتهی الارب ). ◄ آنکه پس از فقر بی نیاز باشد. (اقرب الموارد). ◄ غلیظ و ستبر. (ناظم الاطباء).