کاهبرگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاهبرگ . [ ب َ ] (اِ مرکب ) برگ کاه . ساقه ٔ خشک شده و درهم شکسته ٔ گندم و جو است . قطعه و ریزه ای از کاه . یک تکه کاه . و از آن به بی مقداری تعبیر کنند مرادف یک هل پوچ : که در ره چنان دار کارش به برگ که نبود نیازش به یک کاهبرگ . اسدی . بکاهبرگی برگ جهان نخواهم جست چنانکه نیست به یک جوجهان خریدارم . خاقانی . ◄ گاه از آن به زردی رخسار تعبیر کنند : ز پیریش لاله شده کاهبرگ ز بس عمرش از وی سته مانده مرگ . اسدی . ◄ نیز از آن سبک سنگی و کم وزنی منظور دارند : مرا کآیم از کاهبرگی ستوه چه باید گرانبار گشتن چو کوه ؟ نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی