کاهدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) انبار کاه، محل ریختن کاه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) انبار کاه، محل ریختن کاه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاهدان . (اِ مرکب ) آن جای که کاه انبارند. کهدان . کاه انبار. (از یادداشتهای مؤلف ) : خری در کاهدان افتاده ناگاه نگویم وای بر خر وای بر کاه . نظامی . با فلان کس در فلان کاهدان فساد کردی و چون اثر آن در تو ظاهر شد... از خود دفع کردی . (انیس الطالبین ). - امثال : دزد نادان به کاهدان می زند ؛ کسی که راه و رسم کاری را بلد نیست آن را بد انجام می دهد. کاه از تو نیست کاهدان از توست . رجوع به کاه انبار شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی