کاوکاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وْ) (اِ.) کاوش، جستجو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وْ) (اِ.) کاوش، جستجو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاوکاو. (اِمص مرکب ) خوب تفتیش کردن . (آنندراج ). تفحص و تجسس و تفتیش . (برهان ). کاوش . (غیاث ). از «کاویدن »، بمعنی کاویدن با شدت و حدت . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : تنگ شد عالم بر او از بهر گاو شور شور اندر گرفت و کاوکاو. رودکی . ◄ ژکیدن . (اسدی ). ◄ آواز دادن . (غیاث ) (سراج اللغه ).