کاویدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدان، تفحص کردن، جستجو کردن، کاوش کردن کندن، حفر کردن کندوکاو کردنمترادفها و واژههای مرتبطتفحص کردن، جستجو کردن، کاوش کردنکندن، حفر کردن،کندوکاو کردنواژه قبلی: کاواکواژه بعدی: کاپیتان