واژه جو

کاپیتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاپیتن . [ ت ِ ] (فرانسوی، اِ) کاپیتان . کاپتان . قاپوتان . ناخدای کشتی . ◄ (اصطلاح نظامی ) سروان . سلطان . ◄ فرمانده . (نظام ).

واژگان فارسی سره واژه‌دان

فرمانده، سروان

معنی کاپیتن | واژه جو