واژه‌جو

کاچ

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ.) ۱- آبگینه. ۲- شیشه ساییده شده که کاسه گران روی طبق و کاسه ناپخته مالند.

(اِ.) تارک سر، فرق سر. کاج و کاچک نیز گویند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی کاچ | واژه‌جو