واژه جو

کاکیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاکیان . (اِ) خسک دانه که به عربی قرطم گویند. (آنندراج ) (شعوری ج ٢ ورق ٢٥١) (فهرست مخزن الادویه ). و به هندی کروکسم کابیخ نامند. (فهرست مخزن الادویه ). کافشه و تخم کاجیره . (ناظم الاطباء). حب النیل . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). رجوع به حب النیل در همین لغت نامه شود.

معنی کاکیان | واژه جو