کباس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کباس . [ ک ُ ] (ع ص ) بزرگ سر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ نره ٔ سطبر بزرگ سر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ضخیم . (دزی ج ٢ص ٤٣٩). ◄ مرد سر در زیر جامه فروکشیده ٔخفته . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).
کباس . [ ] (اِ) وزنی است معادل شش درهم و نیم . (مفاتیح العلوم ).
کباس .[ ک ُ ] (اِخ ) پسر جفربن ثعلبه است . (منتهی الارب ).