کبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبان . [ ک ُ ] (ع اِ) نوعی از طعام که از ارزن ترتیب دهند لغت یمنی است . (آنندراج ) (منتهی الارب ). طعامی است از ذرت مخصوص یمنیان . (از اقرب الموارد). ◄ بیماریی است شتر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبان . [ ک ُ ] (ع اِ) نوعی از طعام که از ارزن ترتیب دهند لغت یمنی است . (آنندراج ) (منتهی الارب ). طعامی است از ذرت مخصوص یمنیان . (از اقرب الموارد). ◄ بیماریی است شتر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).