کبد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ بَ) (اِ.) = کبید: مادهای که با آن لحیم کنند، لحام.(کَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جگر، جگر سیاه.مترادفها و واژههای مرتبطجگرواژه قبلی: کبترواژه بعدی: کبر