کبریتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبریتی . [ ک ِ ] (ص نسبی ) منسوب به کبریت وگوگرد. (ناظم الاطباء). ◄ نام رنگ زرد مانند کبریت . (آنندراج ). هر چیز که برنگ گوگرد باشد. (ناظم الاطباء). گوگردی . (دزی ج ٢ ص ٤٣٨) : نور خورشید جمالش چشم می دوزد مرا جامه ٔ کبریتیش چون شمع می سوزد مرا. میرزاطاهر وحید (از آنندراج ). ◄ که همچون چوبهای کبریت مخطط باشد (پارچه ). میل میل . دارای راههای برجسته (پارچه ). که برجستگیهای موازی دارد (پارچه، خاصه مخمل ). - آبهای کبریتی ؛ آبهای گوگردی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به آبهای گوگردی شود.