واژه جو

کبوترآسا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبوترآسا. [ ک َ ت َ ] (ص مرکب ) کبوتروار. چون کبوتر. مانند کبوتر : دارم دلکی کبوترآسا پیش تو کنم به عید قربان . خاقانی . رجوع به کبوتروار شود.

معنی کبوترآسا | واژه جو