واژه جو

کبوتربچه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبوتربچه . [ ک َ ت َ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / ب َچ ْ چ ِ ] (اِ مرکب ) جوجه ٔ کبوتر. جوجه کفتر. (یادداشت مؤلف ). چوزه ٔ کبوتر. (ناظم الاطباء). جَوزَل . (منتهی الارب ) (دهار). مِرعَش . عاتق .(دهار). فرخ حمام . (از مخزن الادویه ). حُر. (منتهی الارب ). ◄ نوعی غذا که از کله ٔ خشخاش نارسیده و گوشت چربی دار سرخ کرده سازند. (ناظم الاطباء).

معنی کبوتربچه | واژه جو