واژه جو

کبوتردون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبوتردون .[ ک َ ت َ ] (اِخ ) دهی از توابع مشهد سر مازندران . رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران رابینو ص ١٥٧ شود.

معنی کبوتردون | واژه جو