واژه جو

کبوترنمای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبوترنمای . [ ک َ ت َ ن ُ / ن ِ / ن َ ] (نف مرکب ) که همچون کبوترجلوه کند. که همانند کبوتر به نظر آید : کبک وش آن باز کبوترنمای فاخته رو گشت به فر همای . نظامی .

معنی کبوترنمای | واژه جو