واژه جو

کبودی زنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبودی زنی . [ ک َ زَ ] (حامص مرکب ) وشم . توشیم . (یادداشت مؤلف ). خالکوبی .

معنی کبودی زنی | واژه جو