کبک منقار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبک منقار. [ ک َ م ِ ] (ص مرکب ) که منقاری چون کبک دارد. ◄ مجازاً، منقارسرخ : از نثار خون دل در راه او کرکس شب کبک منقار آمده ست . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبک منقار. [ ک َ م ِ ] (ص مرکب ) که منقاری چون کبک دارد. ◄ مجازاً، منقارسرخ : از نثار خون دل در راه او کرکس شب کبک منقار آمده ست . خاقانی .