کبکبه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ کَ بَ) [ ع. کبکبه ] (اِ.) ۱- جماعت مردم، گروه سواران و شتران. ۲- عظمت و شوکت و جلال.مترادفها و واژههای مرتبطجاه، جلال، شکوه، شوکتاسواران، گروهواژه قبلی: کبکابواژه بعدی: کبکنجیر