کبیته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبیته . [ ک ُ ب َ ت َ ] (اِ) حلوای مغزی . (از برهان ). حلوائی است که از مغز بادام و پسته و گردکان و کنجد و امثال آن پزند. (آنندراج ). قبیطه (معرب ). قبیط (معرب ). قبیده (در تداول عامه ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). ناطف . (آنندراج ) : گرم کردم تخته بندش از کبیته ٔ کنجدی وز ضماد تخم مرغش بر قلم بستم عصا. بسحاق اطعمه (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به کبیتا و کبیت شود.