کبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ ع. ] (ص.) بزرگ. ج. کبراء.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) [ ع. ] (ص.) بزرگ. ج. کبراء.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبیر. [ ک َ ] (اِخ ) لقب شاه عباس اول، پادشاه صفوی است . رجوع به شاه عباس اول شود.
کبیر. [ ک َ ] (اِخ ) لقب فردریک ویلهم، امپراتور پروس و معاصر لوئی چهاردهم است . رجوع به فردریک ویلهم شود.
کبیر. [ ک َ ] (اِخ ) لقب داریوش اوّل، پادشاه هخامنشی است . رجوع به داریوش اوّل شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بزرگ، عظیم، کلان، معظم قاید، نبیل بالغ، رشید شورهزار، کویر
واژگان فارسی سره واژهدان
مهان، گرامی، بلند پایه، بزرگ
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی