کبیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبیش . [ ک ُ ب َ ] (اِخ ) جایی است . (منتهی الارب ). مصغر کبش، نام موضعی است . راعی گفت : جعلن حُبیا بالیمین و نکبت کبیشاً لورد من ضئیدة باکر. (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کبیش . [ ک ُ ب َ ] (اِخ ) جایی است . (منتهی الارب ). مصغر کبش، نام موضعی است . راعی گفت : جعلن حُبیا بالیمین و نکبت کبیشاً لورد من ضئیدة باکر. (از معجم البلدان ).